پیام دانشجوی سال سوم طبِ دانشگاه کابل، به مناسبت ۸مارچ روز جهانی زن

0

آنها دانشگاه را برای ما بستند، اما من هنوز در حال یادگیری و مبارزه هستم!

من کیستم؟

یک محصل؟ یک زن شاغل؟ یک خانه‌دار؟

من یک زن هستم و دانش، اکسیژن من است.

سلام!

من { یک دختر } هستم.

اما هر بار که سعی می‌کنم خودم را معرفی کنم، یک جمله مرا بی‌کلام می‌کند.

من دانشجوی سال سوم پزشکی در دانشگاه کابل بودم.

سه سال پیش، من انتخاب نکردم که تحصیلاتم را متوقف کنم، این از من گرفته شد. این تصمیم من نبود؛ به من تحمیل شد.

آنها سعی کردند ۱۵ سال تلاش و دانش من را در تاریکی دفن کنند. اما آیا آنها نمی‌دانند؟ دانش، اکسیژن است.

و برای من، از هر چیز دیگری حیاتی‌تر است.

پس از بسته شدن دانشگاه، دو سال را صرف جستجوی فرصت کردم. به درها کوبیدم، جواب منفی شنیدم و دوباره کوبیدم...

و حالا، یک سال است که مشغول به کار هستم. اما نه برای پول و نه برای جایگاه،

بلکه برای بازپس‌گیری هر چیزی که از من گرفته شده است.

-برای ۱۵ سال تلاش سخت من،

-برای اشک‌هایی که زیر چادرهای مکتب ریختم،

-برای ۱۵ سال طولانی مکتب،

-برای آرزوهای مادرم،

-برای زنانی که به آنها گفته شد، "کار برای زن نیست.

-برای ایستادن در برابر کسانی که درهای دانشگاه را به رویم بستند،

-برای افتخار من، زن بودنم، و شجاعت من.

امروز. دانشی که آنها سعی کردند از من بگیرند من آن را حفظ کرده‌ام. من آن را در درون خود دارم، درست مانند اینکه حافظ قرآن را در دل خود دارد.

برای تو که آزادانه یاد گرفتی، داستان من شاید ساده به نظر برسد.اما برای من، این سفر مانند شنا کردن در اقیانوس آرام، بالا رفتن از کوه اورست و مبارزه با تاریکی به طور همزمان بود.

و حالا، به دانش، قدرت و خودم افتخار می‌کنم.

دیگر هیچ ترسی ندارم، زیرا من یک زن هستم.